X
تبلیغات
رایتل



داستان جالب مداد رنگی ها

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند ، به جز مداد سفید . هیچ کسی به او کار نمی داد. همه می گفتند:«تو به هیچ دردی نمی خوری!»
یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند، مداد سفید تا صبح کار کرد؛ ماه کشید، مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد.
صبح توی جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد!

نظرات (3)
سه‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 03:54 ق.ظ
سلام
خیلی وقت پیشا این رو خونده بودم.
خوندنش برام بازم جالب بود.
وبلاگتون هم بدک نیست، یعنی امیدوارم خیلی خیلی بهتر از اینا بشه.
آرزوی موفقیت دارم براتون
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 11:14 ق.ظ
سپاس.جالب بود
امتیاز: 0 0
شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:51 ب.ظ
قشنگ بود....................
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد